نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 1017


درباره من
طرفداران مطلب

مجید @ (damedar )    

نهایت عشق

درج شده در تاریخ ۹۰/۰۵/۲۴ ساعت 12:50     بازدید: 729 نفر
 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.



کیارششش(kmbax )
۹۰/۰۷/۱۰ - 13:53
عالی بود
@};-@};-@};-
رضاسلیمی(Death-Knight )
۹۰/۰۷/۱۳ - 20:57
=Dchox@};-
انصاری(marzi )
۹۰/۰۷/۱۸ - 15:10
:)=Dchox:-)chox-
Jema. Angel(hermiane )
۹۰/۰۸/۱۹ - 10:54
زیبا و با احساس بود
گلاره محمدی(golemehraboon )
۹۰/۰۹/۰۱ - 12:39
داستان جالبی بود دست مریزاد:)@};-
محمدی هادی(hmohamadi )
۹۰/۰۹/۱۳ - 13:06
عالی بود دستت درد نکنه خیلی تاثیر گذار بود مررررررررررررررسی
ıllıllıl Roya..........Asal ıllıllıl(Royayeman )
۹۰/۰۹/۲۰ - 16:25
good

@};-
گل بی بو(nedajoon )
۹۰/۰۹/۲۱ - 14:25
=Dchox =Dchox
گل بی بو(nedajoon )
۹۰/۰۹/۲۱ - 14:25
عالی بود5@};-%%-
افشین رستمی(agapeh30 )
۹۰/۰۹/۳۰ - 18:56

=Dchox

%%-
آقا سجاد(engineer-sajjad )
۹۰/۰۹/۳۰ - 19:11
:-((:-((:-((:-((
%%-@};-%%-@};-%%-@};-%%-
سان آی(sanay6 )
۹۰/۱۰/۱۹ - 13:49
واااااااااااااااااااااای چه جالب عالی بود مرسی=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-55555555555555555
نشکستنی123(emad123 )
۹۰/۱۰/۱۹ - 14:12
:)
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۰/۱۰/۲۷ - 16:52
ممنون@};-@};-%%-=Dchox
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۰/۱۰/۲۷ - 16:52
5555555555@};-@};-@};-@};-@};-
عسل کریمی(kamandar )
۹۱/۰۱/۲۷ - 12:22
واقعا زیبا بود ممنون:)@};-:-S
مجید @(damedar )
۹۱/۰۱/۲۷ - 12:28
نقل قول:
عسل کریمی: واقعا زیبا بود ممنون
مرسي خانوم عسل
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۱/۰۱/۲۷ - 13:49
=Dchox=Dchox=Dchox=Dchox@};-@};-%%-@};-@};-
**غزاله**(LAVAGIRL )
۹۱/۰۱/۲۷ - 13:49
555555555555ممنون:)
مجید @(damedar )
۹۱/۰۱/۲۷ - 14:00
نقل قول:
**غزاله**: 555555555555ممنون
مرسی **سوگند**


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
اپیلاسیون تهراناپیلاسیون تهران چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* ماجرای خواندنی شعر معروف شهریار درباره حضرت علی(ع)راز طول عمر امام زمان (عج)دار قالی و دخترک30%تخفیف ویژه پنل,مختص ثبت نام کنندگان آنلاین در اس ام اس سامانهاگر فرصتی داشت...فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615
کاربران آنلاین


مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است